منوی اصلی


نویسندگان


آمار بازدید

» تعداد بازديدها: 429
» کاربر: Admin

آرشیو ماهانه


لوگوی ما

الفبای عترت


لوگوی دوستان



قرآن

شنبه 26 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، او را از ترس خدا خاشع و متلاشی شده می دیدی. حشر آیه ۲۱

ما انسان را آفریدیم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانیم، و ما از شاهرگ (او) به او نزديكتريم ! ق آیه ۱۶

بسا چیزى را ناخوش داشته باشید كه آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید كه به زیان شماست، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید. بقره آیه ۲۱۶

و چون بندگان من از تو در باره‏ى من بپرسند،بگو که من نزديکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم . بقره آیه ۱۸۶

نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارائی خود را در راه دوستی خدا به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و رهگذاران و گدایان بدهد و هم خود را در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز بپا دارد و زکات مال به مستحق برساند و با هر که عهد بسته به موقع خود وفا کند و در کار زار و سختیها صبور و شکیبا باشد و بوقت رنج و تعب صبر پیشه کند کسانیکه بدین اوصاف آراسته اند آنها به حقیقت راستگویان و آنها پرهیزکارانند. بقره آیه ۱۷۷

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است.بقره آیه ۱۵۳

آیا ندانسته ای که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است می داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نیست مگز اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این و نه بیشتر . مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده اند آگاه خواهد گردانید. زیرا خدا به هر چیزی داناست. مجادله آیه ۷

مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم . غافر آیه ۶۰

خدایی جز او نیست، پس از درگاه او به کجا می روید؟ زمر آیه ۶

اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. زمر آیه ۵۳

آيا خدا براي بنده اش كافي نيست؟ زمر آیه ۳۶

اگر می خواهید مخاطبان به سوی شما جذب شوند، ابتدا به خودتان بپردازید! روح خشک و سنگین و بی لطافت، هیچ گاه در امر تربیت موفق نمی شود . مهربانی، دلسوزی و رقت قلب را در خود بپرورید تا مردم بی آن که شما متوجه شوید، در اطراف شما جمع گردند. آل عمران آیه ۱۵۹

قطعا بدترین جنبندگان نزد خداوند، کرها و لالهایی هستند که نمی اندیشند. انفال آیه ۲۲

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده است‏، ايمان نياوريم‏،در حالى كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!  مائده آیه ۸۴

بندگان رحمان‏ (خاص خداوند) ،كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند؛وهنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‏گويند (و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند)؛ فرقان آیه ۶۳

از رحمت خدا مایوس نشوید،که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مایوس مى‏شوند! یوسف آیه ۸۷

تمام اعمالی که انجام می دهیم، حتی اگر ذره ای و مثقالی باشد، به خودمان باز می گردد و بازتابش آنها را در زندگی خواهیم دید. زلزال آیه ۷

فرارسیدن قیامت در (بر اهل) آسمانها و زمین، سنگین و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به یکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد. اعراف آيه 187

او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏گیرد; و از آنچه در روز كرده‏اید، با خبر است; سپس در روز شما را (از خواب) برمى‏انگیزد; و (این وضع همچنان ادامه مى‏یابد) تا سرآمد معینى فرا رسد; سپس بازگشت شما به سوى اوست; و سپس شما را از آنچه عمل مى‏كردید، با خبر مى‏سازد. انعام آیه ۶۰

دلها به یاد خدا آرام میگیرد. رعد آیه ۲۷

بدانيد زندگي دنيا تنها بازي و سرگرمي، و تجمل پرستي و تفاخر در ميان شما و افزون طلبي در اموال و فرزندان است . حدید آیه ۲۰

ما آيات (خود) را براي شما بيان كرديم شايد انديشه كنيد...حدید آیه ۱۷

وبلاگ جملات حکیمانه

 



نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:33



آیاتی از قرآن

شنبه 26 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد
سپس پليدكارى و پرهيزگارى‏اش را به آن الهام كرد
كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد
و هر كه آلوده‏اش ساخت قطعا درباخت شمس آیه ۷-۱۰

ای کسانی که ایمان آورده اید!
اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند و کسانی که چنین کنند زیانکارانند. منافقون آیه ۹

خداست که شما را از آن تاريکي‌ها نجات می دهد (گاهي که او را به تضرع و زاري و از باطن قلب مي‌خوانيد) و از هر اندوهي مي‌رهاند، باز هم به او شرک مي‌آوريد! انعام آیه ۶۴

اگر از اين کافران مشرک سؤال کني که آسمانها و زمين را که آفريده و خورشيد و ماه مسخر فرمان کيست؟ به يقين جواب دهند که خدا (آفريده)، پس چگونه (با اين اقرار، از توحيد و معرفت خدا) رويگردان مي‌شوند؟ عنکبوت آیه ۶۱

كار دين به اجبار نيست تحقيقا كار هدايت و ضلالت بر همه كس روشن گرديد.پس هر كس از راه كفر و سركشي برگردد و به راه ايمان گرايد به رشته محكم و استواري چنگ زده كه هرگز نخواهد گسست. بقره آيه ۲۵۶

آن خدايي که آدمي را از خون بسته (که تحول نطفه است) بيافريد.
بخوان و (بدان که) پروردگار تو کريم‌ترين کريمان عالم است.
آن خدايي که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت.
به آدمي آنچه را که نمي‌دانست تعليم داد.
راستي که انسان سرکش و مغرور مي‌شود.
چون که خود را در غنا و دارايي ببيند. علق آیه ۲- ۷

اين زندگاني چند روزه دنيا افسوس و بازيچه‌اي بيش نيست، عنکبوت آیه۶۴

و هرگز عهد الهی را با قیمت کم معامله نکنید. نحل آیه ۹۵

آیا مردم فکر می کنند همین که بگویند "ایمان آوردیم"به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟! عنکبوت آیه ۲

او شنوا (ي دعاي محتاجان) و دانا (به احوال بندگان) است. عنکبوت آیه ۶۰

پس (بدان که به لطف خدا) با هر سختي البته آساني هست. شرح آیه ۵

بندگان مرا آگاه ساز که من بسيار آمرزنده و مهربانم. حجر آیه ۴۹

مؤمنان بايد تنها بر خدا توکل کنند. آل عمران آیه ۱۶۰

خدا به سر منزل سعادت و سلامت مي‌خواند و هر که را مي‌خواهد به راه مستقيم هدايت مي‌کند. یونس آیه ۲۵

خداوند بدين روشني آيات خود را براي شما بيان کند، باشد که تفکر نموده و عقل خود به کار بنديد، بقره آیه ۲۱۹

بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

جملات حکیمانه



نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:30



داستان های حضرت علی (ع)

شنبه 26 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

۱_ پدر یتیمان

مقداری عسل و انجیر از همدان و حلوان برای حضرت اوردند امر فرمود بین یتیمان تقسیم کنند و خود حضرت شخصا بچه های یتیم را نوازش می کرد و از عسل وانجیر به دهانشان می گذاشت عرض می کردند چرا شما این  کار را می کنید؟ می فرمود امام پدر یتیمان است این عمل را انجام می دهم تا احساس بی پدری نکنند.

 

2_ خشک کردن پیراهن

(( ابی اسحاق سبیعی می گوید روز جمعه ای بر دوش پدرم سوار بودم و امیر المومنین(ع) بر منبر خطبه می خواند و پیراهنش را تکان می داد. به پدرم گفتم ایا امیر المومنین گرمش است؟

پدرم جواب داد گرما و سرما در کار نیست. پیراهنش را شسته و چون پیراهن دیگری نداشته ان را تکان می دهد تا زود تر خشک شود)).

3_سر چشمه فضیلت

جرج جرداق اشعاری از یک مسیحی درباره حضرت علی(ع) نقل می کند. ان مسیحی در اشعارش می گوید اگر به من اعتراض شود که تو باید شعر برای پاپ بگویی. چرا درباره ی علی شعر گفته ای؟! جواب می دهم  که من عاشق فضیلتم و سر چشمه فضیلت را علی دیدم پس برای او شعر گفتم.

4_ شبی در سرما

شبی از شبها هوا سرد بود حضرت امیر المومنین (ع) از کنیزش لباسی خواست و کنیز یک قطعه قطیفه خدمت حضرت اورد.

حضرت فرمود این قطیفه از کیست؟

کنیز گفت از بیت المال است.

حضرت فرمود ببر در سرما بخوابم و بی لباس بمانم بهتر است از اینکه خیانت به اموال مردم بکنم حضرت امیر المومنین (ع) شب را در سرما بی رختخواب خوابید ولی قطیفه را به روی خود نکشید.

5_ عدالت

ابن عباس می گوید باری از درهم و دینار را به خدمت علی(ع) میبردم که راه دیدم شمشیر علی را می فروشند. چون به خدمتش رسیدم و سبب فروش شمشیر را پرسیدم (( شلوار نداشتم و می خواستم از پول ان شلواری را تهیه کنم.))

6_ نماز علی(ع)

هنگامی که امام علی(ع) مشغول نماز می شد گوشش نمی شنید و چشمش نمی دید و زمین و اسمان و همه مافیها از خاطرش محو  می شد و با تمام وجود توجه خود را به مبدا حقیقت معطوف می داشت. در موقع نماز بدنش در محراب بود اما روحش به سوی خدا ی رحمن در پرواز و ان گونه در ذات حق فانی می شد که به کلی از پیرامون خود غافل می گشت و چنان که خود فرمود به چپ و راست توجه نمی کرد و کسانی را که در طرف چپ و راستش بودند نمی شناخت.



نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:21



داستان ایثار حضرت علی (ع)

شنبه 26 بهمن 1392

ارسال نظر(0)



ایثار مولا امیر المؤمنین (ع)

و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد

بعضی از مردم جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است (سوره بقره 207)

در سال سیزدهم بعثت سران کفر که در مکه بودند، به شدت از ناحیه ی مسلمانان احساس خطر می کردند، به دلیل این که پیامبر صلی الله علیه و آله در شهر یثرب (که بعدها مدینة النبی نام گرفت) پایگاه نسبتا قوی و مناسبی پیدا کرده بود و آنها قبول کرده بودند که از جان پیامبر محافظت کنند، به همین خاطر جلسه مشورتی سران قریش در دارالندوه (که محل شور و مشورت سران کفر بود) تشکیل شد، موضوع جلسه هم چگونگی از میان برداشتن و قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. ابتدا شخصی پیشنهاد داد که یکی داوطلب شود و محمد را بکشد و اگر بنی هاشم هم قصد کشمکش و نزاع داشت خون بهایش را می پردازیم. پیر مرد ناشناسی در آن جلسه بود که خود را نجدی معرفی می کرد، این نظر را رد کرد و گفت: هرگز بنی هاشم به خون بها راضی نمی شوند و تقاضای استرداد قاتل را می کنند. پس اگر کسی می خواهد این کار را بکند ابتدا باید خود دست از زندگی بشوید که در میان شما چنین کسی وجود ندارد
دیگری که نامش ابو البختری بود، گفت: او را زندانی کرده تا جلوی نشر افکارش را بگیریم. باز هم پیر مرد نجدی مخالفت کرد. شخص سوم پیشنهاد داد که او را بر شتری چموش و سرکش ببندیم و در بیابان ها رهایش کنیم تا از گرسنگی و تشنگی تلف شود و اگر هم زنده بماند و در قبیله ای دیگر فرود آید با گفتن حرف هایش علیه بت ها آنها او را خواهند کشت. باز هم پیر مرد نجدی با آنها مخالفت کرد .
بهت و سکوت بر جلسه حکم فرما بود که ناگهان ابو جهل (و بنا به قولی خود پیر مرد نجدی) گفت: بهتر است از هر قبیله ای شخصی را برای کشتن او انتخاب کنیم و آنها شبانه و به صورت دسته جمعی بر او هجوم آورند و او را قطعه قطعه کنند تا خون او در میان تمام قبایل پخش گردد، در این صورت دیگر بنی هاشم قدرت نبرد با تمام قبایل را ندارد این فکر را همه پسندیدند و به اتفاق آرا تصویب شد .

و إذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک أو یقتلوک أو یخرجوک و یمکرون و یمکرالله والله خیرالماکرین سوره انفال 30

تروریست ها انتخاب شده و قرار شد که شبانه ماموریت خود را انجام دهند، بنا به نقل مفسران فرشته ی وحی نازل گردید و پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت. رسول اکرم صلی الله و علیه و آله از طرف خدا مامور شد، آهنگ سفر کند و به سوی یثرب برود، ولی رهایی از دست ماموران بی رحم حکومت بت پرست آنهم با مراقبت کامل دشمن کار آسانی نبود، بالاخص که فاصله ی مکه و مدینه زیاد بود و احتمال داشت که مکیان از پشت سر به پیامبر برسند، در نتیجه رسول گرامی اسلام از حضرت علی علیه السلام خواست که در بستر وی بخوابد و جان خود را فدای بقای اسلام سازد تا مشرکان تصور کنند که پیامبر بیرون نرفته و در خانه است و در نتیجه تنها به فکر محاصره ی خانه ی او باشند و عبور و مرور را در کوچه ها و اطراف مکه آزاد بگذارند
پیامبر صلی الله و علیه و آله رو به علی کرد و فرمود: امشب در جای من بخواب و آن برد سبز رنگی را که من هنگام خواب به روی خود می کشیدم بر روی خود بکش، زیرا از طرف مخالفان توطئه ای برای قتل من چیده شده و من باید به یثرب (مدینه) مهاجرت کنم
علی علیه السلام از آغاز شب در بستر پیامبر خوابید. کم کم صبحگاهان از راه می رسید که فرمان حمله صادر شد .آنها به خانه ی پیامبر یورش بردند در حالی که دست ها به قبضه ی شمشیر بود. با شوری وارد حجره ی پیامبر شدند مقارن این حال علی سر از بالش برداشت و برد سبز رنگ را کنار زد و با کمال خونسردی فرمود: چه می گویید؟ گفتند: محمد را می خواهیم او کجاست؟ امیرالمؤمنین فرمود: مگر او را به من سپرده بودید تا از من تحویل بگیرید، او اکنون در خانه نیست
ابو جهل که به هدف خود نرسیده بود رو به یارانش کرد و گفت: با علی کاری نداشته باشید که اگر به مبارزه برای کشتن او مشغول شویم محمد از دست ما نجات پیدا خواهد کرد.

حضرت علی علیه السلام فرمود: ای ابو جهل آیا درباره ی من چنین حرفی می زنی؟ و آنگاه چنین ادامه داد: ای ابو جهل خداوند عقلی به من (علی) عطا کرده است که اگر میان تمامی احمق ها و کم عقلان و دیوانگان دنیا تقسیم شود همه ی آنها عاقل خواهند شد و نیرویی به من بخشیده است که اگر بر تمامی ناتوانان دنیا تقسیم شود همه نیرومند خواهند شد و شجاعتی به من داده است که اگر بر تمامی ترسو های دنیا تقسیم شود همه ی آنها شجاع خواهند شد و خردی در وجود من نهاده است که اگر بر تمامی بی خردان دنیا تقسیم گردد همه ی آنها خردمند خواهند شد

مشرکان با شنیدن این سخنان چهره ی آنان از شدت غضب بر افروخته شد و خشم گلوی آنها را می فشرد و از اینکه تا صبحگاهان صبر کردند پشیمان بودند و تقصیر را گردن ابو لهب می گذاردند، زیرا که او پیشنهاد کرده بود تا صبح صبر کرده و بعد حمله کنند
در هر صورت آن شب تاریخی یکی از نمونه های کم نظیر فداکاری و از جان گذشتگی برای اسلام بود که توسط مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی علیه السلام انجام شد .
منبع : قران پیام رستگاری


نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:19



۱۲ نکته درباره داستان های قرانی

شنبه 26 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

 

۱٫ بنا به تحقیق، ۲۰۸ قطعه داستانی در قرآنی مجید آمده است که برخی ادامه برخی دیگر می‏باشند و بعضی از آنها نیز کامل و مستقل می‏باشند .
۲ . ۶۳ سوره از ۱۱۴ سوره قرآن کریم، حاوی قصه و حکایتی است و این یعنی آن که بیش از نیمی از سوره‏های قرآن، با هنر قصه‏پردازی به انتقال پیام خود پرداخته‏اند .
۳ . بیشترین قصه‏های قرآنی ابتدا در سوره اعراف و پس از آن بقره می‏باشند و سوره آل عمران در رتبه سوم قرار دارد .
۴ . بیشترین داستان‏های قرآنی درباره حضرت موسی و قوم بنی اسرائیل و فرعونیان است . پس از آن، بالاترین آمار متعلق به داستان‏های حضرت ابراهیم (ع) و داستان‏های حضرت عیسی (ع) و مادرش حضرت مریم (ع) است .
۵ . هیچ یک از داستان‏های قرآنی براساس خیال‏پردازی یا شخصیت‏های فرضی نیست و همه قصه‏های قرآن واقعیت داشته‏اند و در واقع، روایتی الهی از یک رویداد حقیقی می‏باشند .
۶ . گروهی از داستان‏های قرآن با استفهام تقدیری آغاز می‏شوند . این نوع استفهام، یکی از صنایع ادبی در فن داستان نویسی است که مخاطب را تشویق می‏کند تا قصه را پی‏گیری نماید; (طه/۹ و ص/۲۰) . در این روش معمولا داستان با این مقدمه آغاز می‏شود: «آیا این خبر را شنیده‏اید که …» .
۷ . گروهی از داستان‏های قرآنی با روش نوین (چکیده نویسی) آغاز می‏شود; یعنی قبل از شروع متن اصلی داستان، در جملات کوتاهی چکیده و هدف اصلی داستان می‏آید و سپس از ایجاد آمادگی ذهنی، به اصل مطلب پرداخته می‏شود . به عنوان نمونه، به آیات ۱۰ تا ۲۰ سوره اعراف – داستان آفرینش – مراجعه نمایید .
۸ . گاهی از همین روش به صورت معکوس استفاده شده است ; یعنی ابتدا داستان اصلی آورده شده، سپس به بیان خلاصه و چکیده آن پرداخته شده است تا در جمع بندی به خواننده کمک نماید; (آل عمران/۵۹) .
۹ . شیوه قرآن در بیان قصه‏های عاشقانه بسیار لطیف و عبرت‏انگیز است . در قرآن کریم سعی شده است تا با مسائل عشقی به صورت سمبلیک و اشاره‏وار برخورد شود و از ارائه جزئیات یا به زبان آوردن صریح و زننده، خودداری شود . با خواندن داستان یوسف و زلیخا، این نکته را در خواهید یافت .
۱۰ . یک نکته جالب در داستان‏های قرآنی، شکسته شدن حصار زمان است . گاهی حتی یک داستان در دل داستان دیگر آورده می‏شود; در حالی که در زمان‏های مختلف رخ داده‏اند . این خصوصیت قرآن، باعث می‏شود تا انسان با دقت و موشکافی، سعی در چیدن صحیح قطعات مختلف این داستان‏ها نماید و تمرکز بیشتری پیداکند .
۱۱ . نکته زیبای دیگر آن که در قصه‏های قرآنی، جایگاه خاص زنان و نقش تعیین کننده و محوری آنان در اغلب داستان‏های قرآنی است; (تحریم ۱۰ و ۱۱) . زنان در داستان‏های قرآنی، به وضوح معرفی می‏شوند و شخصیتی مستقل دارند .
۱۲ . قرآن در جاهایی که می‏خواهد الگویی عمومی ارائه کند و یا اندرزی فراگیر در داستان‏های خود مطرح کند، از کلمات عامی مانند مردی از خاندان فرعون (مؤمن/۲۸) یا زن لوط و زن نوح (تحریم/۱۰) استفاده می‏کند .



نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:05



چرا قرآن برای ما داستان تعریف می کند

شنبه 26 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

(فاقصص القصص لعلهم یتفکرون).«پس، داستان بگو، داستانی تا که ایشان بیندیشند (بیدار شوند).» (سوره اعراف ، آیه 176). 

نقش و معانی قصص:

در قرآن کریم، قصه ها جایگاه خاصی دارند، چرا که کلام خدا، از نگرش خاصی برخوردار است. این نگرش، معانی حکیمانه و معارف انسان ساز را برای آدمی بیان می کند. 
واژه قصص، جمع قصه، به معنای داستان و سرگذشت است. قصص، از ریشه قص أثره است. یعنی، او را دنبال کرد. از این رو، مادر حضرت موسی(ع)، موقعی که فرزند خود، موسی را در میان صندوق چوبی روی آب رها کرد، به خواهر وی گفت: او را دنبال کن!(وقالت لاخته قصیه) (سوره قصص، آیه 11). قصیه، یعنی دنبال کن.

 

واژه قصص، مصدر است، به معنای سرودن قصه. (لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب) (سوره یوسف، آیه 11)؛ به راستی در سرگذشت ایشان، عبرتی برای صاحبان اندیشه است. 
چند واژه در قرآن به معنای قصه آمده، که بیان کننده گستره و ماهیت داستان در قالب واژه های گوناگون و القای معانی عمیق است.اکنون، به توضیح این واژه ها می پردازیم: 
1. قصص: در قرآن کریم، هر جا که واژه قصه مراد بوده، در قالب لفظ قصص آمده، که شامل سرگذشت ها و داستان های پیامبران و شخصیت های حق گرا و باطل پیشه و نیز، برخی حقایق در دوران شکل گیری اسلام است. در این میان ، طولانی ترین آن ها ، قصه موسی(ع) است و زیباترین آن ها قصه یوسف (ع) است. 
2. نبأ، به معنای خبر است، خبری که دارای سود بسیار بوده و آگاهی به همراه دارد. نبأ، در بعضی از آیات، با توجه به قرائن، دلالت بر معنی داستان دارد. از این رو، نبأ در قرآن، سه گونه است: 
الف) سرگذشت ها و اخباری که از زمان گذشته سخن می گوید. یعنی، سرگذشت اقوام پیشین. مثل اقوام نوح، عاد، ثمود و... 
ب) حوادثی که در روزگار نزول وحی و عصر نبوت پیامبر اسلام (ص) رخ داده است. مثل جنگ های بدر، احد، حنین و... 
ج) حوادثی که هنگام نزول وحی، وعده تحقق آن ها در آینده داده شده است. مثل وعده شکست مشرکان و دشمنان اسلام، فتح مکه و وعده چیرگی روم بر ایران. 
3. حدیث، واژه ای دیگر است که از آن معنای قصه فهمیده می شود. این واژه در لغت، به معنای خبر، روایت و تازه (جدید) آمده است. از این رو، حدیث در متن قرآن، به معنای داستان آمده، مثل سوره زمر، آیه 23، سوره طه، آیه 9 وسوره ذاریات، آیه 24.



ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:02



گروه تواشیح

پنج‌شنبه 17 بهمن 1392

ارسال نظر(0)



دراین پست سعی داریم تواشیحی بسیار زیبا ازگروه تواشیح
 بین المللی اصفهان راتقدیمتان کنیم.گروه تواشیح بین المللی
اصفهان از سه گروه سبحان،فلق وبشارت اصفهان تشکیل
شده است.

دانلود باذکر یک صلوات


کپی برداری از این مطلب با ذکر منبع مجاز است
منبع:سایت گروه تواشیح و مدیحه سرایی مشکات اصفهان


نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:34



دهه ی فجر

پنج‌شنبه 17 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

دهه ی فجر به تمام ادامه دهندگان راه امام عزیزمان مبارک باد.



نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 17:42



این دیدگاه که گفته می شود همه علوم در قرآن وجود دارد صحیح می باشد؟

چهارشنبه 16 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

در بخش نخست پاسخ به این سؤال به نحو اجمال به سه دیدگاه حداکثری، حداقلی و اعتدالی اشاره کردیم. اینک در بخش پایانی، پیرامون قول سوم که منظور نظر و قول مختار می باشد، توضیحات بیشتری ارائه می نماییم.

بنابراین دیدگاه، آیه شریفه: «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء» گرچه مربوط به همین قرآن کریم است، ولی روشن کننده هر چیزی در موضوع خودش است و موضوع قرآن، هدایت بشر است؛ علوم تجربی و ریاضی و فیزیک، بلکه هرچیزی که درباره هدایت لازم باشد در قرآن وجود دارد.

فرض کنید در یک کتاب شیمی، نویسنده دانشمند می نویسد: من در این کتاب، از هیچ مسئله ای فروگذار نکردم. منظور چیست؟ مسلما مقصود او، مسائل مربوط به موضوع همان کتاب است که شیمی است. قرآن نیز کتاب هدایت و کتاب انسان سازی است و اگر گفته شود همه چیز در آن است. منظور چیزهایی است که مربوط به هدایت انسان می باشد. حال اگر سؤال شود که در آیه شریفه «کل شیء» آمده، اگر منظور آیه، فقط هدایت بود مخصص آن را می آورد، ولی نیاورده، پس مقصودش عموم است، به ویژه کلمه «کل» که نص در عموم است.

پس چرا باید آیه را فقط مربوط به علوم هدایتی انسان دانست؟ دراینجا قرینه و قید و مخصص عقلی، این است که اگر همه علوم در قرآن وجود می داشت شمار صفحات آن چند برابر قرآن فعلی می شد و علاوه بر این، باید آن مطالب از قرآن فهمیده می شد و صرف ادعا فایده ندارد، درحالی که فهم علوم و دانش های مختلف، مانند شیمی و فیزیک از قرآن، مشکل است.

بنابراین به قرینه عقلی دراین آیه و ظهور آیات دیگر، معنای آیه این است که قرآن کتاب هدایت بشر است و از آنچه در این باره لازم باشد فروگذار نشده است. این در حالی است که درباره آیه شریفه «لارطب ولایابس الا فی کتاب مبین» نیز برخی گفته اند: منظور از کتاب مبین لوح محفوظ و کتاب علم غیب الهی می باشد که فراتر از این قرآن است. البته می توان گفت همین قرآن موجود نیز دارای لایه ها و بطون فراوانی است؛ البته کلید فهم آنها در اختیار مفسران اصلی و اهل بیت(ع) است.

در روایات آمده است: «قرآن هفت بطن دارد و هر بطنی نیز هفت بطن دارد.» بنابراین ما معتقدیم که همه علوم در قرآن نیست، بلکه اشاراتی درقرآن هست که خاستگاه کسب تمامی علوم می تواند باشد.

ولی معنای آن این نیست که هرچه در رابطه با آهن است در ظاهر الفاظ قرآن باشد، بلکه باید از اشارات قرآن جهت پاسخ یابی نیازهای بشر استفاده کرد و قرآن به خوبی چنین ظرفیت گسترده ای را دارا می باشد.

 حتی از بعضی آیات استفاده می شود که تمام کهکشان ها درحال حرکت هستند. مثل «کل فی فلک یسبحون» همه چیز درحال سیر است ولی معنای آن این نیست که قرآن تمام مسائل علوم نجوم را بیان کرده است. با چنین نگاهی می توان گفت که تمامی علوم و یا بسیاری از دانش ها از قرآن قابل استخراج است که چنین کاری توسط پیامبراعظم(ص) و امامان(ع) و راسخان فی العلم امکان دارد.

منبع : روزنامه کیهان



نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:33



از مدینه تا مدرنیته

چهارشنبه 16 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

ابوسفیان چهره ی سرشناس قریش در رویارویی و ستیز این قبیله با اسلام است

. قریش و اسلام

ابوسفیان چهره ی سرشناس قریش در رویارویی و ستیز این قبیله با اسلام است. شناخت قریش مقدمه ای ضروری برای شناخت بنی امیّه، ابوسفیان و هم فکرانش به شمار می آید.
می دانیم زندگی اقتصادی قریش از طریق تجارت اداره می شد. تجارت هسته ی مرکزی زندگی اجتماعی و فرهنگی قریش را تشکیل می داد.
برگزاری مجالس شعر خوانی در بازارهایی که بر سر راه کاروان های تجاری به «مکّه» قرار داشتند، نظیر «بازار عکاظ» به صورت یک سنت دیرپای در آمده بود. هفت قصیده ی مشهور عرب که بر پرده های کعبه آویخته شده نمایشگر روح طبیعت پرست و لذت جوی اشراف قریش بود . قریش چنین ادبیاتی را می پسندید و آن را رواج می داد. بنابراین اشراف قریش تا حدودی می دانستند که چگونه می توانند از احساسات دینی و ذوق هنری و موقعیّت تجاری مکه به نفع خود استفاده کنند. آنها قبایل عرب را به زیارت مکرّر کعبه دعوت می کردند تا به چرخش سریع تر چرخ های اقتصاد مکه کمک کنند و البته این دعوت نه به نام اقتصاد؛ به نام زیارت کعبه و حرمت بت ها و تقدیس بت خانه ها صورت می گرفت.
فرهنگ قریش به ویژه در تیره هایی نظیر تیره ی بنی امیّه فرهنگ سود طلبی و لذّت جویی بود. قمار و شراب در مکه رواج داشت. زنان به تبرّج و خود نمایی می پرداختند و گاه عریان ، کعبه را طواف می کردند.
اگرچه مناسک حج هنوز هم به صورت سنّتی اجتماعی در مکّه برگزار می شد، ولی برای اشراف قریش تأثیر تجاری این مناسک اهمیت بیشتری داشت تا نقش و مفهوم عبادی آن. توده های مردم در قبایل عرب، در اندیشه و انگاره ی بت پرستی به نوعی جزمیّت رسیده بودند و بت پرستی را بخشی از هویّت فرهنگی و اجتماعی خود می دانستند؛ ولی برای قریش، کعبه که بزرگ ترین بت خانه ی «عربستان» شده بود و اصل نهاد بت پرستی و مناسک و شعائر مربوط به آن پیش از آنکه اعتقاد قلبی و ایمان باطنی آنان را برانگیزد، با موقعیت اقتصادی و سلطه ی سیاسی آنها نسبت می یافت.
قبایل عرب در مناطق خوش آب و هوا، نظیر «یمن»، «مدینه» ، «طائف» و ...به زراعت اشتغال داشتند و آب و خاک اجازه کشت و زرع را به آنها می دادند. آنها در وادی های خشک و لم یزرع «نجد» و «حجاز» غیر از کوچ به دنبال آب و پرورش دام و شتر، به غارت نیز روی می آوردند؛ ولی شیوه ی اصلی معیشت قبیله ی قریش تجارت بود . آنها نه به دنبال رمه یا گله های گاو و گوسفند و شتر ، بلکه به دنبال کشف کالاهای تازه و فتح بازارهای نو از «روم» و «پارس » تا «حبشه» و «هند» در حرکت بودند. سفرهای تجارتی به جنوب، در زمستان صورت می گرفت و سفرهای تجاری به شمال، مخصوص تابستان بود. این یک نوع ییلاق و قشلاق بود که عشایر قریش را به دنبال طلا به حرکت در می آورد. (4)


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:31



درباره



هدف از این وبلاگ ایجاد فضایی روح انگیز و قرآنی وزمینه ای برای ترویج و توسعه و گسترش کتاب خدا
negarrmkh1369@gmail.com


مطالب پیشین

زیباتر از اینم مگه می شه
مهر پدری
مادر قهرمان
سال نو مبارک
انگار که پاییزم
حریم من
ذات
مهمان امام حسین (ع)
سختی ها
نشانه هایی از قدرت خدا




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 20678

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران