منوی اصلی


نویسندگان


آمار بازدید

» تعداد بازديدها: 425
» کاربر: Admin

آرشیو ماهانه


لوگوی ما

الفبای عترت


لوگوی دوستان



داستان

چهارشنبه 02 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

داستان


 از دست عزرائیل نجاتم دهید!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

درزمان حضرت سلیمان(ع) مردی که چهره اش زرد شده و لبهایش کبود شده بود خود را نزد حضرت سلیمان رساند و گفت:ای پیامبر خدا به من پناه بده! حضرت سلیمان پرسید چه شده است؟

او گفت:عزرائیل با خشم به من نگاه کرد.من میترسم.حال ازشما تقاضای عاجزانه دارم که به باد فرمان بدهید تا مرا به هندوستان ببرد و ازدست عزرائیل رهایی یابم.حضرت سلیمان به باد دستور داد او را به هندوستان ببرد.

ساعتی بعد حضرت سلیمان عزرائیل را دید و گفت:چرا به آن مرد بینوا خشم آلوده نگاه کردی و باعث شدی از وطن خود آواره گردد؟

عزرائیل گفت:خدا فرموده بود که من جان او را در هندوستان بگیرم.وقتی  اورا در اینجا دیدم٬در فکر فرو رفتم.حیران شدم که چگونه جان اورا در هندوستان بگیرم٬در حالیکه او اینجاست.او از چهره تعجب انگیز من ترسید٬من اصلا نگاه غضب آلود به او نکردم!!

خداوند در قرآن٬در سوره جمعه٬آیه ۸ فرمود:* قل انّ الموتَ الّذی تَفِرّون مِنه فٳنه ملاقیکُم...* ای رسول ما٬بگو مرگی که از آن فرار میکنید سرانجام به سراغتان آمده و شما را ملاقات خواهد کرد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نقی رحمانی

نشریه قرآنی بشارت ۷۷




نوشته شده توسط alefbayeetrat در ساعت 19:09



درباره



هدف از این وبلاگ ایجاد فضایی روح انگیز و قرآنی وزمینه ای برای ترویج و توسعه و گسترش کتاب خدا
negarrmkh1369@gmail.com


مطالب پیشین

زیباتر از اینم مگه می شه
مهر پدری
مادر قهرمان
سال نو مبارک
انگار که پاییزم
حریم من
ذات
مهمان امام حسین (ع)
سختی ها
نشانه هایی از قدرت خدا




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 20678

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران